تبليغاتX
نارنجی خانوم



















Blog | Profile | Archive | Email | Design by | Name Of Posts


نارنجی خانوم

بالاخره به یکی از آرزو هام یعنی یادگیری زبان فرانسه دارم نزدیک میشم . بله نارنجی خانوم می خواد فرانسه یاد بگیره .چشم حسود کور کور کور

+نوشته شده در جمعه بیست و نهم آذر 1387ساعت23:47توسط نارنجی | |

نارنجی خانوم موبایلش رو روی ساعت ۶ کوک کرده و به فاصله ۱۰ دقیقه به ۱۰ دقیقن تا خود ۶:۳۰ زنگش رو خاموش می کنه بعد با عجله پا میشه مسواک می زنه (در ضمن اصلا صورتشو تحت هیچ شرایطی نمی شوره) میاد کرم ضد آفتاب می زنه ودرحالی که غرغر میکنه میره به سمت شرکت.بین ۷:۱۵ تا ۷:۳۰ کارت میکشه و بعد از خود ۷:۳۰ تا ۱۴:۳۰ مثل اسب کار می کنه و مثل طوطی با کارفرما های مختلف شرکت فک می زنه در این بین تقریبا به فاصله یک ساعت به یک ساعت هم یه نفر اعم از همکاران محترم و مدیرعامل کپل جان پاچه های میارک نارنجی خانوم رو مورد عنایت قرار داده و گ ا ز میگیرند ساعت ۱۴:۳۰ همه می تونن برن خونه هاشون ولی نارنجی می مونه گاهی تا دیر وقت گاهی تا ۱۵:۳۰ و بعد بله به استثنای دو روز هفته که کلاس داره میاد خونه و از اون جایی که آقای شوهر ناهار در خانه نیستند هر چیزی که به دستش برسه می خوره(نارنجی خانوم نه هله هوله می خوره نه صبحانه!) نه اینکه فکر کنین نارنجی شکمو نیست اتفاقا برعکس نارنجی عاشق خوردنه ولی خیلی بیشتر از اون عاشق تنبلیه پس وقتی کسی نیست نارنجی غذا درست نمی کنه! بعدش هم تا آخر شب یا تمیزگری یا تلویزیون یا کتاب یا ولگردی یا غذا پختن (لااقل شام که می تونه درست کنه ) و ساعت ۱۲ تا ۱۲:۳۰ دومرتبه لا لا

نکات کلیدی : نارنجی آرایش نمی کنه-نارنجی غرغرو هست- نارنجی ایضا شلخته هست - نارنجی کدبانو نیست و...

+نوشته شده در شنبه بیست و سوم آذر 1387ساعت23:11توسط نارنجی | |

من همیشه به نظرم حسادت یه چیز مزخرف و بیخو د بوده ولی جدیدا به این نتیجه رسیدم واقعا یه حس مفید هست که می تونه آدمها رو با دنیای موفقیت آشنا کنه بله حسادت به شما حس زندگی می ده پس نارنجی خانوم از این به بعد حسود می شود تا پیشرفت کند

پ ن : چیه اصلا به شما چه؟ من دلم می خواد حسود باشم اصلا دوست دارم ؟ مگه از کسی نظر پرسیدم؟

+نوشته شده در جمعه بیست و دوم آذر 1387ساعت13:38توسط نارنجی | |

آقای شوهر خیلی ناراحته آخ از شغلش خیلی ناراضیه حقم داره با سابقه ۱۰ سال کار و مدرک مهندسی با یه حقوق افتضاح اونم توی دوره رکود اقتصادی و از همه بدتر یه زن غرغرو مثل من که دائم درحال نق زدنه !بیچاره آقای شوهر!

+نوشته شده در سه شنبه نوزدهم آذر 1387ساعت16:23توسط نارنجی | |

اگر به ده سال پیش بر می گشتم خیلی کارها می کردم یه رشته خوب می رفتم نه یه دانشگاه خوب با نظر پدر و مادرم ُازدواج نمی کردم بلکه با ادمی که دوست داشتم ازدواج می کردم ولو هیچ آدمی تا ۶۰ سالگی نظرم رو جلب نکنه ادامه تحصیل می دادم می رفتم یه کشور دیگه و.... البتهخ فراموش نکنیم که یه مثل قدیمی میگه درخت اگر رو اگر بکاری قره قوروت سبز میشه!

 

پ ن: نارنجی تو اگه واقعا ادعا داری یه جوری زندگی کن که ده سال دیگه نگی اگه ده سال پیش بود! 

+نوشته شده در یکشنبه هفدهم آذر 1387ساعت20:16توسط نارنجی | |

امروز من و سم طلا و مامانی(مادربزرگ جانمان) رفتیم توی خیابونای شلاوغ قام قام کردیم و کلی خوش گذشت جای همه خالی!

+نوشته شده در سه شنبه دوازدهم آذر 1387ساعت21:34توسط نارنجی | |

آیا می دانید نارنجی خانوم درست در ۳۶۶ روز پیش تصمیم به یک اقدام انقلابی و دشمن کور کن زد و مشت محکم خود را نثار ایدی استکبار جهانی علی الخصوص آمریکای جنایتکار و مدیر عامل کپل و خانم ع.الفو سایر جنایت پیشه گان جهانی نمود آیا می دانید اینجا بلی همین نارنجی در چنین روزی پا به عرصه وجود گذاشت؟

پس همه با هم

                                 تولد تولد تولدت

                                                          مبارک مبارک بیا شمع ها رو......

+نوشته شده در دوشنبه یازدهم آذر 1387ساعت20:24توسط نارنجی | |

هیچ موقع شناختن یه نویسنده با یک کتاب کار عاقلانه ای نبوده ولی من با خوندن کتاب دل فولاد منیرو فقط می تونم بگم سبک متفاوتی داره که تابحال نظیرش رو کمتر دیدم یا بهتره تصحیح کنم و بگم اصلا ندیدم . کتاب آشفتگی های ذهنی یه نویسنده رو میگه اونم توی اوج بحران کشور با یک سری درون مایه های سیاسی.کتاب جالبی بود!

پ ن : امیدورام هیچکی این نوشته های بالا رو با این دید نخونه که من دارم کتاب رو نقد میکنم نه من یه خواننده عادی هستم با یه سلیقه عادی تر!

+نوشته شده در دوشنبه یازدهم آذر 1387ساعت18:27توسط نارنجی | |

انسان هر چه بالاتر برود احتمال ديده شدن وصله ی شلوارش بيشتر می شود (( اديسون ))

عجیب به این جمله اعتقاد دارم!

+نوشته شده در جمعه هشتم آذر 1387ساعت20:33توسط نارنجی | |

نارنجی خانوم بالاخره کشف کرد که چهار پنج ساله افسردگی گرفته و دیگه بیشتر ازاین جایز نیست خودش رو به اون راه بزنه و بگه نه من حالم خوبه بله باید درمان بشم! البته حاد ترین مرحله زمانی بود که شهر آقای شوهر زندگی می کرد و همیشه به خودکشی فکر می کرد! ناگفته نماند همه مشکلاتش هم به دلیل همین افسردگی مزخرف ایجاد میشه!

+نوشته شده در جمعه هشتم آذر 1387ساعت19:31توسط نارنجی | |

بلی واقعا نارنجی خانوم یک انسان ... است نارنجی خانوم یا مثل یک سطل ماست می باشد و یا به بدترین نحو ممکن عکس العمل نشان می دهد. نارنجی خانوم باعث می شود همه آدمیان روی کره خاکی (بجز پدر و مادرش)از وی سو استفاده کنند. پس ما از این انشا نتیجه می گیریم که نارنجی خانوم یک ... است.

 نارنجی خانوم یک موجود غرغرو ی خشمگین می شود گاهی

                                                                               دلش از این زمانه سیر می شود گاهی

و ...

پ ن: قربان خودمان برویم هزار بار ! که اینقدر خوشگل می نویسیم!

+نوشته شده در جمعه یکم آذر 1387ساعت12:16توسط نارنجی | |